14 ربیع‌الثانی 1441

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۰/۲۶ ۱۰:۵۹:۳۷
کد مطلب:  775648
گزارش خواندنی از روابط عمومی آموزش و پرورش خرمدشت ؛
میم مثل مادر ، مِهر مثل معلم ... / روایتی از تعهد و مهربانی یک معلم

مریم طاهرخانی آموزگار کلاس اول دبستان شهیدغفوری خرمدشت ، با مهری مادرانه و تعهدی معلمانه موجب تحول و ایجاد شوق یادگیری در دانش آموز کم انگیزه و دارای نیازهای ویژه ی کلاس خود شد.

مریم طاهرخانی آموزگار  کلاس اول مدرسه شهید غفوری خرمدشت  در گفت و گو با روابط عمومی آموزش و پرورش منطقه خرمدشت  بیان کرد : قبل از شروع  کار با دانش آموز داری نیاز  ویژه کلاسم  بخاطر اینکه در کلاس تعداد دانش اموزان زیاد بود. اولیا ممکن  بود اعتراض کنند شاید مدیرمدرسه همکاری نکند. و اینکه نتوانم برنامه ها را درست اجرا کنم به خاطر ترس از شکست دست به اقدامی نزدم  با پذیرفتن این نکته که هر دانش آموز قابلیت شکوفا شدن را دارد این اطمینان را در خود به وجود آوردم  که این کار هم شدنی وهم رضایت بخش است

فاطمه  دانش آموز دارای نیاز ویژه کلاسم در زمان کودکی رشد مغزی اش به طور کامل شکل نگرفته بود به طوریکه دیر شروع  به حرف زدن کرده بود.  هیچ علاقه ای نسبت به فراگیری علم و دانش نداشت و به عبارتی از کلاس درس فراری بود و در زمان حضور در کلاس نیز توجهی به درس نداشت  و مدام گریه و بی قراری می کرد که مادرش نیز در کنار او باشد.

 در ابتدا سعی کردم رفتارم با دانش‌آموز به گونه‌ای باشد که تفاوت  خود را  با سایر دانش آموزان احساس نکند تا اعتماد به نفس خود را از دست ندهند. با ایجاد  حس مهربانی و همدردی با دانش آموز شرایطی را فراهم کردم که دانش آموز بتواند آزادانه ناراحتی ها و مشکلات خود را با من در میان بگذارد اما چون  دیر آغاز به حرف زدن کرده بود،در کلاس با کسی حرف نمی زند و جوابی نمی داد.

با توجه  به رشد ذهنی اش در سال های ابتدایی زندگی می دانستم یادگیری او به طورر کامل شکل نمی گیرد و نیاز به  مراقبت و توجه دائمی دارد و باید نسبت به جزئیاتی که در اطرف او رخ می داد هشیارباشم ،فهمیدم که زیر نظر پزشک دوره درمان را سپری می کند و  در دوران کودکی همبازی نداشته و بیشتر اوقات مادرش در کنار او بوده ، به دنبال نقطه قوتی در دانش آموز بودم که تدریس خود را بر پایه آن برنامه ریزی کنم که فهمیدم در نقاشی مهارت دارد با دیدن تابلوهایش که به زیبایی مناظر را به تصویر کشیده بود شگفت زده شدم .

 در جلسه که با اولیا فاطمه داشتم گفتم  باید در خانه برای او وقت گذاشته شود و به عنوان گروه  کار کنیم  تا مطمئن شویم به دانش آموز بها داده می شود از او حمایت می شود و توانش تقویت می شود. برای مقدمه خواستم  تابلوهایش را برایم بیاورد تا در کلاس نصب کنم که فاطمه احساس راحتی و مالکیت به کلاس خود داشته باشد.

با برنامه ریزی دقیق همراه با تشویق و افزایش ساعات آموزش  یادگیری در ساعات زنگ تفریح روش تدریسی را  برا اساس هوش دیداری او انتخاب کردم که خواندن و نوشتن  را در قالب نقاشی و دست ورزی آموزش دهم برای مثال برای یادگیری حروف شکل آن را می کشیدم تا رنگ آمیزی کند . بعد شعر و داستانش را تعریف میکردم تا هوش شنیداری او هم تقویت گردد سپس  کاغذ و قیچی به او می دادم  تا شکل حرف را  برایم درست کند و یا برای املا گفتن نقاشی متناسب با حروف مورد نظررا می کشیدم تا فاطمه جمله ها را بنویسد .

با صبر و حوصله بعد از گذشت یک ماه نوعی علاقمندی و شوق تحصیل در وجود او شکل گرفته بود و مسیر یادگیری و زندگی اش در حال تغییر بود. دانش آموز  بی قرار کلاسم مشتاق به یادگیری شده بود و با دانش آموزان ارتباط صمیمی برقرار می کرد و لبخند رضایت  بر لبانش جاری بود.

از کار با فاطمه لذت می برم  واز پیشرفت‌های که دارد، خشنود هستم بهبود یادگیری او باعث افزایش انگیزه درونی، احساس مسئولیت  وعلاقه من به معلمی شده است. اعتقاد من این است اگر با این دانش آموزان کار کنیم سبب رشد و توسعه حرفه ای معلمان خواهد شد و آنچه مهم است باور به ارزشمندی این دانش آموزان مثل همه دانش اموزان دیگر و اهمیت دادن به حضورشان در جامعه کنار دیگران و احترام به تفاوت‌های آن‌هاست.

به اشتراک بگذارید :