27 ربیع‌الثانی 1443

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۲۸ ۰۷:۵۹:۴۴
کد مطلب:  681835
مقایسه ای پیرامون آموزش و پرورش ایران و چین

پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله می ‌فرمایند: «اطلبوا العلم ولو بالصین - علم و دانش را بجویید حتی اگر در چین باشد».

نظام آموزشی چین یکی از موفق‌ ترین نظام‌های تعلیم و تربیت در تربیت نیروی انسانی کارآمد و کارآزموده جهت رشد اقتصادی و توسعه پایدار اجتماعی بوده است. پیش از پرداختن به توصیف نظام ‌آموزشی بایسته است یادآوری شود که از آغاز نهضت آموزش همگانی (1897) تا کنون، برای هیچ یک از گروه‌های سنی، آموزش و پرورش اجباری نبوده است ولی با وجود این، همیشه تقاضای مردم برای تحصیل بیش از عرضه آن بوده است. استرس و اضطراب از مدرسه اگر در حد معمولی و طبیعی باشد لازم و ضروری است اما اگر بیش از حد معمول باشد باید راهکارهای علمی و عملی برای آن چاره‌اندیشی کرد.
به خاطر مقابله با تقاضای روزافزون که از امکانات موجود فراتر می‌رفت و نیز برقراری همبستگی بین آموزش و تولید اقتصادی از نظر طول زمان تحصیل روزانه، نظام آموزشی چین در تمام دوره‌ها به دو گونه تقسیم می‌ شد: 1- تمام وقت 2- نیمه وقت. در این مقاله آموزشگاه‌های تمام وقت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است؛
1-آموزشگاه‌های تمام وقت:
1-1-آموزش پیش‌ دبستانی (آماده سازی برای ورود به دبستان):
کودکستان‌های چین همانند دوره کودکستان در روسیه، شیرخوارگاه، مهدکودک و کودکستان را با هم در برمی‌گیرد و بخشی از تعلیمات ابتدایی به شمار می‌آید و اداره آنها به  عهده مقامات محلی است. برخی از آنها توسط شورای خلق محلی و بسیاری به وسیله کمبودهای روستایی، کارخانه‌های شهری، سازمان‌ها و موسسات اداره می‌شوند. مقررات حاکم بر آموزش و پرورش اتخاذ و ابلاغ می شود. در کودکستان‌ها معمولا کودکان 3 تا 7 ساله را می‌پذیرند ولی در مهدکودک‌ها سنین پایین‌تر را می‌توان یافت. مثلا در شانگهای، کودکان یک ‌ساله را هم می‌پذیرند.
آموزش و پرورش پیش از دبستان در جمهوری خلق چین گسترش زیادی یافته، مادران می‌توانند کودکان خویش را در طول تمام روز یا هفته به مهد کودک که بسیار پذیراست و در جنب آموزشگاه‌های ابتدایی یا کارخانه‌ها قرار دارد، بسپارند. کمیته‌های محلات، گروه‌هایی که کمک‌های متقابل می‌کنند، با افراد خیر، به ویژه سالمندان می توانند پرورش خردسالان را سازمان دهند. نقش سالمندان مثل معلمان بازنشسته و... بسیار موثر است، بر خلاف کشور ما که بعد از 30 سال کسب تجربه از توانمندی‌های فکری آنان استفاده نمی‌شود.
ساعات توقف کودکان در کودکستان‌ها برحسب نوع آنها فرق می‌کند. کودکستان‌های تمام وقت معمولا به مدت 8 تا 10 ساعت در روز دایر هستند. برخی دیگر نیمه کار می‌کنند و فقط 4 ساعت دایر می‌باشند. کودکستان‌ها شبانه روز به مدت یک هفته از کودکان نگهداری می‌کنند و فقط در روزهای پایان هفته پدران و مادران، آنان را به خانه خویش بر‌می‌‌گردانند. بنا بر گزارشی در سال 1966، از 210 کودکستان ناحیه تای.یو.آن (Tai-u-An) 78 کودکستان شبانه‌روزی بوده است. در بعضی نقاط دایرکردن کودکستان برحسب ضرورت به هنگام خرمن و برداشت محصول، فصلی است. پدران و مسافران مبلغ اندکی در قبال تغذیه کودکان به کودکستان می‌پردازند.
2-1-جذابیت فضا و امکانات (فضای فیزیکی):
بناها و تجهیزات کودکستان‌ها، برحسب دارایی و توانایی هر منطقه و نیز بنا بر طرز تلقی معلمان فرق می‌کند. در بعضی نقاط کودکستان در یک بنای مستقلی دایر است ولی در برخی نقاط دیگر در جنب دبستان‌های چهارساله قرار دارد. در جاهایی که کودکستان‌ها تمام وقت دایر است در صورت امکان برای استراحت بعد از ناهار کودکان وسایل خواب فراهم می‌آورند. اصولا وسایل موجود در کودکستان‌ها با دقت ویژه‌ای برای کاربرد کودکان ساخته شده است، به طوری که در دهکده‌ای نزدیک پکن نیمکت‌های هر کلاس هر یک بلندتر از نیمکت‌های جلویی بوده و یک دستشویی گلدار با آب گرم در این کلاس وجود داشته است. برخلاف کلاس و مدارس کشور ما که امکانات سرویس بهداشتی و... بسیار ضعیفی دارند.
3-1-جذابیت برنامه ‌ها:
برنامه‌های آموزشی و پرورشی که شامل تربیت‌بدنی، هنرهای زبانی، کار و اطلاعات عمومی است توسط وزارت آموزش و پرورش تدوین می‌شود، تربیت بدنی شامل عادت دادن کودک به امور بهداشتی و تندرستی خود، بازی‌های آزاد، ژیمناستیک و... می‌باشد. منظور از هنرهای زبانی عبارت از مهارت در بیان شفاهی، مکالمه، داستان‌سرایی و امثال آن است. در این دوره قرائت آموخته نمی‌شود. منظور از کار آن نیست که کودکان را برای کار تولیدی بگمارند بلکه به خاطر تلفیق کار ضروری به  کودکان می‌آموزند که نخست امور مربوط به خود را عهده‌ دار باشند؛ مانند تمیزکردن روی میز و نیمکت، ‌مرتب کردن اسباب‌بازی‌ها، آب دادن گل، خوراک دادن به حیوانات و پرندگان و غیره. فعالیت‌های فرهنگی و هنری مربیان امور تربیتی در مدارس کشور ما می‌تواند در این راستا مفید و موثر باشد.
در برخی از شهرها در سال پایان کودکستان (6 سالگی) اندک اندک کودکان را برای پذیرش شرایط محیط دبستان آماده می‌کنند. به همین جهت در پنان واقع در ایالت شاندونگ (Shandong) دو کتاب درسی به عنوان مقدمه‌ای برای آموزش دبستانی فراهم ‌آمده است. در کشور ما 4/60 درصد دانش‌آموزان در مناطق شمال،  مرکز و جنوب از مهد کودک و پیش‌دبستانی استفاده می‌کنند که غالب برنامه‌های آنان در راستای آماده‌سازی برای دبستان رفتن نیست ضمن اینکه قریب 40 درصد آنان امکان حضـور در مهد کودک و پیش‌دبستانی را ندارند و عملا تجربه‌ای برای ورود به مدرسه ندارند و لذا استرس‌ و هراس آنان از مدارس طبیعی است
با استفاده از این کتاب‌ها 332 حرف را به کودکان تعلیم می‌دهند. اطلاعات عمومی برخی از مسائل مربوط به طبیعت، محیط اجتماعی و تا حدی نقاشی، آواز و عددشماری را در برمی‌گیرد. دامنه اجرا و گسترش چنین برنامه‌هایی با توانایی مالی مردم از یک سو، مهارت و شایستگی معلمان از سوی دیگر ارتباط مستقیم دارد.
خارجیانی که از کارکرد کودکستان‌ها دیدن می‌ کنند، اغلب شاهد فعالیت های 
جمعی کودکان می‌شوند. معمولا یکی از کودکان که نسبت به دیگران بزرگتر است رهبری را عهده‌دار می‌شود و با گفتن یک، دو برنامه را شروع می‌کند. برنامه های جمعی معمولا دارای مفاهیم سیاسی به قصد تربیت اجتماعی است. در زمینه تربیت اخلاقی، متانت و وقار و شایستگی از صفات نیکو شمرده می‌شود و از ارزش بسنده‌ای برخوردار است. اسباب‌ بازی آنان حتما باید تولید داخلی چین باشد. جالب است بدانید در کشور مسلمان مالزی، کودکان در مهدکودک و پیش‌دبستانی قبل از رفتن به مدرسه باید روخوانی قرآن را کاملا آموزش دیده و یاد بگیرند، اما در کشور ما بعد از دیپلم هم روخوانی قرآن را بلد نیستیم!
4-1-طرح جهش بزرگ به سوی پیش:
تا سال 1958 سازمان‌های مربوط به شیرخوارگاه، مهدکودک و کودکستان گسترش درخور توجهی نیافته بود. پس از طرح شعار «جهش بزرگ به سوی پیش» در مدت یک سال تعداد کودکان مهدکودک از نیم میلیون به 47 میلیون نفر رسید. تعداد کودکان کودکستانی 30 برابر شد. بدین‌ سان بسیاری از مادران از کار بچه‌داری رها شده، به کار تولیدی پرداختند. چنین گرایشی در شهرها بیشتر چشمگیر بود. معمولا کودکان را گروه‌بندی کرده هر 45 نفر را زیر نظر دو نفر بزرگسال قرار دادند. این بزرگسالان معلومات و تعلیمات کافی نداشتند و حتی در مواردی بی‌سواد بودند و فقط به 
کودک ‌داری می پرداختند. در میان اینان، پیرمردها و پیرزنانی بودند که دیگر قادر به کار تولیدی نبودند، بدین‌سان هم خود را مشغول می‌داشتند و هم اینکه از کودکان محله یا روستا نگهداری می کردند و حقوقی هم دریافت می‌کردند. یک تجربه بسیار موفق که ما هم می توانیم تجربه کنیم و از پیرمردها و پیرزنان کشورمان استفاده بهینه داشته باشیم.
2-آموزش ابتدایی:
دبستان‌هایی که در بسیاری از نقاط روستایی پراکنده هستند از سه نوع؛ دولتی، غیر دولتی و داوطلبانه تشکیل می شوند. دبستان‌های داوطلبانه بنا به تصمیم (شورای محلی خلق) با تایید اداره ‌آموزش و پرورش بخش تشکیل می‌شود. از نظر تامین اعتبارات مالی، نظارت بر مدیریت و دایر نگه داشتن این نوع دبستان‌ها به عهده شورای محلی خلق است. هزینه‌های این موسسات از محل شهریه‌ها، مالیات‌های محلی یا کمک‌های داوطلبانه تامین می‌شود.
دبستان‌های غیر دولتی بنا بر این کار اشخاص خصوصی، کارخانه‌ها، ادارات یا موسسات با جلب موافقت اداره آموزش و پرورش محل به وجود می‌آید. در صورتی که کارکرد چنین مدارسی رضایت‌بخش باشد در مواقع لزوم دولت به آنها تا 50 درصد هزینه‌ها، کمک مالی می‌کند. بر خلاف کشور ما که کمک‌ های دولتی به مدارس غیرانتفاعی صفر است حتی به عنوان امور مختلف مانند مالیات، عوارض، بیمه و حق آموزش و پرورش، دولت هزینه دریافت می‌کند.
از لحاظ برنامه‌ها، مقررات، شیوه‌های آموزشی، وزارت آموزش و پرورش به کارکرد انواع سه‌گانه دبستان‌ها نظارت دارد. قوانین و مقررات از طریق ادارات آموزش و پرورش ایالتی، شهرداری، اداره آموزش و پرورش بخش یا روستا به مدارس ابلاغ می شود. در کشور ما ادارات آموزش و پرورش مناطق نقش چندانی در تدوین مقررات ندارند و بیشتر از مرکز بدون توجه به نیازهای محلی ابلاغ و دیکته می‌شود.
1-2- سازمان اداری مدارس ابتدایی:
به جز دبستان‌های  کم‌ جمعیت، هر یک از دبستان‌های چهارساله زیر نظر یک مدیر یا سرمعلم اداره می‌شود. معمولا یک نفر معاون یا یک مدیر دروس در اداره امور به مدیر دبستان کمک می‌کند. علاوه بر این در آموزشگاه‌ هاای پرجمعیت یک نفر کارمند دفتری نیز وجود دارد. در کشور ما مدارس به تناسب تراکم دانش‌آموزان، یک معاون آموزشی و یک معاون پرورشی و یک معاون انضباطی و یک معاون اجرایی و... دارند. بیش از 200 هزار نفر حقوق‌بگیر داریم که هزینه گزافی به دولت تحمیل می‌گردد.
اداره مدرسه معمولا تحت نظر یک شوراست که ریاست آن را مدیر مدرسه بر عهده دارد. معاون، مدیر دروس و نمایندگان آموزگاران از اعضای این شورا به شمار می‌آیند. مسائل اداری و آموزشی در این شورا مورد بررسی قرار می‌گیرد و تصمیمات شورا پس از تصویب اجلاس همگانی که در آن تمام کارکنان آموزشگاه‌ شرکت دارند قابل اجراست. کارکنان آموزشی می‌توانند توصیه‌های لازم را برای اجرا به مقامات اداری آموزش و پرورش محل پیشنهاد کنند. برعکس کشورهای جهان سوم که از بالا دیکته می شود و به نظرات پایین چندان بهایی داده نمی‌شود.
کمیته اولیای دانش‌آموز مرکب از نمایندگان پدران و مادران نقش مشورتی را ایفا می‌کند. ریاست این کمیته نیز به عهده مدیر مدرسه است. پیشنهادهای مشورتی این کمیته پس از تصویب شورای مدیران مدارس قابل اجراست. کلاس، واحد آموزش محسوب می‌شود. ظرفیت آن نباید از 45 نفر تجاوز کند. معلمان هر کلاس همه‌ساله با دانش‌آموزان خود به کلاس بالاتر می‌روند. بدین‌سان ارتباط دانش‌آموزان با معلمان استوارتر می‌ماند و نیز معلمان مدت طولانی در قالب معلومات محدودی باقی نمی‌مانند.
برخی از معلمان، در آن واحد، تدریس چندین درس را عهده‌دار می‌باشند. مثلا جی.چونگ.چو (Ji-Zhong-Zhoa) آموزگار پایه پنجم با دانش‌آموزان خود به پایه ششم ارتقاء یافته است. وی در پایه ششم زبان چینی، در پایه پنجم علوم طبیعی و در پایه‌های چهارم، پنجم و ششم نقاشی تعلیم می‌دهد
یکی از راهکارهای حل مشکل مدرسه‌ هراسی، همراهی معلم در طول دوران تحصیل دانش‌آموز می‌باشد که ارتباط قطع نمی‌شود ولی در کشور ما معلمان هر پایه مشخص و امکان همراهی با دانش‌آموزان با پایان مقاطع تحصیلی (پایه‌ها) را ندارند.
دانش‌آموزان هر پایه‌ای یک نفر مبصر برای خود برمی‌گزینند که در برقراری انضباط به معلم کمک می‌کند. مبصر کلاس به دو نفر دیگر که به وسیله دانش‌آموزان انتخاب شده ‌اند بر امور نظافت کلاس، کار در محیط مدرسه، مطالعه خصوصی،‌ گروهی و مسافرت‌ها و ورزش نظارت می‌کند. جالب است از طرف دانش‌آموزان انتخاب می‌شوند نه کادر مدرسه. جالب‌تر اینکه علاوه بر انضباط، نظافت و... مدرسه همکاری و نظارت می‌کند، برعکس مبصران کلاس‌های ما.
سال تحصیلی دارای دو ترم است که نخستین آن در اول سپتامبر شروع می‌شود. در ماه‌های ژانویه - فوریه که همزمان با ‌آغاز سال چینی است تعطیلاتی وجود دارد. ترم دوم در آخر ژوئن به پایان می‌رسد. جمعا سالانه 34 هفته و در هفته 6 روز ‌آموزشگاه‌ها برقرار است. ساعت آموزش 
از 8 صبح آغاز و تا ظهر ادامه می‌یابد و بعدازظهرها از ساعت 2 شروع و ساعت 5 ختم می‌شود. هر ساعت درس 40 تا 45 دقیقه طول می‌کشد و در فاصله هر ساعت درسی از 10 تا 15 دقیقه زنگ تفریح وجود دارد. در مواقعی که تقاضای آموزش بیش از عرضه می‌شود، آموزشگاه‌ها نیمه‌روز می‌شوند. عده‌ای پیش‌ازظهرها و عده‌ ای دیگر بعدازظهرها آموزش می‌بینند. از ساعت 
12
تا 14 ناهار و استراحت در مدرسه دارند و به منزل نمی‌روند.
در سال 1964 بعد از تحقیقات دقیق درباره دشواری‌های دهقانان و اوضاع و احوال روستایی، مقامات آموزش و پرورش تصمیم گرفتند آموزش را سه ترمی کنند. بدین‌سان در مواقعی که والدین به وجود کودکان خویش نیاز داشتند آنان را آزاد می‌گذاشتند. همچنین روستائیان به ویژه دهقانان فقیر، می‌توانستند فرزندان خویش را به کار بگمارند. برخلاف کشور ما که تعاملی بین خانواده‌ها و مدارس در حوزه اقتصادی بخصوص روستاها وجود ندارد، تعطیلات زمستان 21 روز و تعطیلات تابستان 40 روز و پاییز 50 روز طول می‌کشید.علاوه بر فرزندان ارتشیان، فرزندان کشتگان انقلابی و مردمان فقیر همچون کارگران از پرداخت هزینه‌ تحصیلی معاف هستند ولی دیگر مردمان معمولا هزینه تحصیلی و خرج قلم و کاغذ و کتاب فرزندان خویش را باید بپردازند تا پیش از انقلاب فرهنگی برای دبستان، سالانه حدود 
5
یوآن معادل 15 شیلینگ پرداخت می‌کردند. این مبلغ ناچیز در مقایسه با درآمد خانواده‌ها درخور توجه است. برخی از ناظران این امر را نادیده گرفته، تصور کرده‌اند که آموزش در چین مجانی است.
2-2-بنا و تجهیزات (جذابیت):
بناهای آموزشی از منازل مالکان سابق زمین و معابر تا مدارس نوساز هستند که با هم فرق می‌کنند. تنها مدارس شهرها نیستند که دارای بنای مدرن هستند بلکه در مناطق روستایی نیز آموزشگاه‌های مدرن برپا گشته است. مثلا پرایس گزارش داده است که در نزدیکی هانگ‌.جوا (Hang- hou) یک دبستان 6 پایه‌ای بنا شده است که دارای تالار اجتماعات است. مانند بسیاری از آموزشگاه‌ها دبستان‌های چینی لخت به نظر می‌رسیدند. ولی در عین حال خیلی روشن و تمیز بودند. بسیاری از دبستان‌ها رنگ و رو رفته بودند ولی برعکس لباس بچه‌ها تمیز و به رنگ شاد بودند. در برخی کلاس‌ها دستشویی، صابون و حوله وجود داشت. مهم‌تر از همه وجود ظرفی برای آب‌دهان (خلط‌ دان) بود که در کنار میز آموزگار قرار داشت. استفاده از ظرف بخار آموزش و عادت بهداشتی کودکان است. دبستان‌های منطقه شمالی را بخاری‌هایی که در تابستان برمی‌چینند گرم‌ می‌کند. دبستان‌های روستایی برای خود کتابخانه فراهم آورده‌اند که در حدود 300 جلد کتاب دارد. دبستان‌های لوکس شهرها مانند دبستان‌های پکن کتابخانه مجهز به 2000 نسخه کتاب دارد. در ضمن دارای باغ وحش کوچکی است. زیبایی فضای فیزیکی مدارس در چین و جذابیت آن برای کودکان مهم‌ترین عامل کاهش مدرسه‌هراسی در دوره ابتدایی می‌باشد. برخلاف کشور ما که درب ورودی مدارس همانند زندان و رفتار کادر مدرسه بیشتر به صورت زندان‌بان می‌باشد، البته سیستم این گونه است و کسی متهم نیست.
3-2-برنامه‌ های درسی:
تدوین برنامه‌های درسی و تخصیص زمان مختلف برای هر یک، از وظایف وزارت آموزش و پرورش به شمار می‌رود. در دبستان‌های چهارساله نصف اوقات آموزشی به تعلیم زبان اختصاص یافته است در صورتی که حساب فقط یک چهارم اوقات را در برمی‌گیرد. هفته‌ای 2 ساعت به ورزش می‌پردازند و همین مقدار هم به کاردستی اختصاص می‌دهند. نقاشی و جلسات هفتگی برای تربیت اخلاقی و سیاسی هفته‌ای یک ساعت وقت می‌گیرد. به گونه‌ای پیگیری کوشش به عمل می‌‌آید که محتوای آموزشی را هرچه بیشتر با زندگی و نیازمندی جامعه محلی انطباق دهند و این امر موجب شده است که مردم از ‌آموزش و پرورش بیشتر استقبال کرده و نتایج حاصله افزونتر باشد. برنامه‌های آموزشی در کشور ما منطبق با نیازها و خواسته‌های جامعه به صورت محلی و کشوری، اسلامی و ایرانی نیست.
*
مقایسه با ایران:
بر اساس تحقیقات انجام شده بیش از 18 درصد مدرسه‌هراسی در ایران فشار خانواده برای موفقیت و ارتقای تحصیلی فرزندانشان با حفظ محفوظات در ذهن دانش‌آموزان می‌باشد. ضمن اینکه فضاهای فیزیکی مدارس، قوانین و مقررات مدرسه و محتوای کتب درسی هیچ کدام متناسب نیازهای یک جامعه ایرانی و اسلامی نیست. مربیان امور تربیتی در مدارس زحمات زیادی را متحمل شده و می‌شوند. اما بازخوردی در رفتار و اخلاق دانش‌آموزان وجود ندارد چون در برنامه‌ریزی ملی، تعامل، تناسب در سیستم نظام آموزشی بین مدرسه، خانواده و جامعه وجود ندارد و تعهد و دلبستگی دانش‌آموزان به مدارس بسیار ضعیف می‌باشد. لذا نظام آموزشی چین فارغ از دین و مسلک آنان می‌تواند یک  الگوی مناسب در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای مسئولین و متولیان نظام ‌آموزش و پرورش باشد. ان ‌شاء اله.

دکتر صفی اله ملکی

 

به اشتراک بگذارید :