22 شوال 1443

تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۰/۲۷ ۱۱:۲۳:۴۸
کد مطلب:  1856805
هنر آموز کارآفرین هنرستان کاردانش امین پیربکران؛
معلم باید به نیازهای عاطفی دانش آموزانش توجه کند

الهه رمضانپور: رابطه عاطفی عمیقی با دانش آموزان دارم. با احترام با آنها رفتار می کنم. آنها را انسانی می دانم که سرِ راهِ من قرار گرفته اند که از طریقِ آنان تجربیاتی به دست آورَم و متقابلا آنها هم از طریقِ من تجربیاتی حاصل کنند.

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان و به نقل از روابط عمومی اداره آموزش و پرورش منطقه پیربکران، الهه رمضانپور کارشناس ارشد طراحی لباس و هنرآموز هنرستان کار دانش امین پیربکران است که در زمینه طراحی لباس، پارچه و چاپِ پارچه فعالیت می کند. وی طراح دستگاهِ رنگرزی در حوزه پارچه های انتزاعی و سازنده شش نوع لباسهای هوشمند و الکترونیکی است از جمله نوعِ خاصی از لباس های خنک کننده برای استفاده کارگران محیطهای گرم و نیز لباس هایی که قابلیتِ درخشش در تاریکی را دارد. رمضانپور سالها با مراکزِ دانشگاهی همکاری داشته است. وی داور مسابقات طراحی لباس فجر، عضو تیمِ خلاقیت و اتاق فکر دانشگاه آزاد یزد و دارنده رتبه نخستِ جشنواره استانی معلمان است. درمصاحبه از او درباره فعالیت هایش در حوزه کارآفرینی، چگونگی ارتباط و نگاهش به هنرجوها و پیشنهادهای کارآفرینی اش برای هنرجوها پرسیده ایم.

درباره مجموعه فعالیت هایتان در زمینه کار و تولید و کارآفرینی توضیح دهید.

پس از دریافتِ مدرک کاردانی از دانشگاه سمیه در سال 1379 مشغول کار در حوزه طراحی لباس و خیاطی شدم و پس از وقفه ای کوتاه دوره کارشناسی طراحی و دوخت را در دانشگاه یزد گذراندم. در این مدت در زمینه هایی مانند دوختِ لباس، همکاری با مزون ها و برگزاری نمایشگاه های مانتو با استفاده از نقوشِ سنّتی فعال بودم و در میانِ دانشجویانِ برترِ این دانشگاه قرار داشتم. اینها به منزله سرآغاز فعالیت هایم در رشته هنری طراحی لباس بود. اساتیدم در دانشگاه از روسا و مدیران عامل کارخانه ها بودند؛ یزد نیز به ویژه از نظر پارچه های چاپی و دوختِ لباس نه تنها قطب نساجی کشور بلکه قطب نساجی خاورمیانه محسوب می شود، به همین خاطر نمایشگاه لباس را با همکاری یکی از استادان در یزد برگزار کردم که بسیار موفقیت آمیز بود. پس از آن نمایشگاه های داخلی در گالری هنرهای تجسمی برپا کردم. از آنجا بود که توانستم با اساتیدِ بزرگ آشنا شوم و برای طراحی پارچه و چاپِ تی شِرت در کارخانه ها پیشنهادهایی دریافت و آغاز به کار کنم.

مقطع کارشناسی رشته ارشد دوخت و طراحی پارچه در سال 1390 برای نخستین بار در دانشگاه آزاد یزد راه اندازی شد.  با توجه به اینکه در کارخانه ها به طراحی می پرداختم و از دانشجویانِ برتر دانشگاه محسوب می شدم، در آزمون کارشناسی ارشد پذیرفته شدم. در آنجا فعالیت های بسیاری در زمینه پارچه داشتم. در دوران تحصیل در این مقطع بود که موفق شدم دستگاه رنگرزی اختراع کنم؛ این دستگاه در سطح فراملی، دارای درجه سطح بین المللی در حوزه پارچه های انتزاعی بود. در روزِ دفاع از پایان نامه ام، تعدادی از روسای کارخانه ها حضور داشتند. آنها از من می خواستند دستگاه را برایشان در ابعادی بزرگتر طراحی کنم. آنها انتظار داشتند این کار برایشان رایگان صورت گیرد؛ ولی با توجه به رایزنی هایی که صورت گرفت و ثبتِ اختراعی که انجام شد، این دستگاه را در ازای دریافتِ مبلغی، به چینی ها فروختم و تکنیکِ آن را در اختیارشان گذاشتم. این دستگاه هزینه های چاپِ رنگرزی را بسیار کاهش می داد. در زمانی که مشغولِ طراحی این دستگاه بودم، درخواستهای کاری ام بیشتر شد و در نهایت مدیر خط تولید یکی از کارخانه های اصفهان شدم.

دو سال کار به عنوان مدیر خط تولید و طراحی پارچه های متفاوت در این دوره مقدمه ای شد که بتوانم طرح های چاپی پارچه و نیز پارچه های ژاکارد را برای شرکت های اماراتی و ترکیه ای بفرستم. پس از شکل گیری این ارتباط، آنها از من خواستند نقوشِ ایرانی را برایشان طراحی کنم. عکاسی می کردم و آنها را داخلِ طرح های سنّتی ایرانی قرار می دادم و برای شرکت هایی در دبی و ترکیه ارسال می کردم. از دانشگاه های مختلفی برای تدریس پیشنهاد داشتم. زمانی که به عنوان مدیر خط تولید مشغول بودم، توانستم عضو هیات علمی دانشگاه علامه فیض شوم. در مدتِ پنج سالی که در این دانشگاه تدریس می کردم و به صورت پاره وقت با دانشگاه هنر اصفهان نیز همکاری داشتم، توانستیم با همکاری دانشجویان کارآفرینی کنیم و در زمینه مزون های لباس عروس، تولیدِ سنجاق و مگنت ها که به صورت دستی برای لباس تولید می شوند و کارِ سنگ و سوزن دوزی که نمونه های ایرانی اش معروف است، با همکاری ده نفر از دانشجوها کارگاهی را ایجاد کنیم. پس از آن کارآفرینی های را توسعه دادیم. در پی همین تلاشها یکی از دانشجویان توانست یکی از بزرگترین و معروفترین بِرَندهای لباس عروسِ ایران را پدید آورَد.

برای شرکت های یزدی و بین المللی، کتابی طراحی کردم با نام نقشی بر تار و پود پارچه. در این کتاب انواع پارچه های مبلی، روکشهای صندلی، پارچه های پرده ای، پارچه های ملحفه ای، پارچه های مخصوص کودکان و پارچه های لباسی زنانه وجود دارد. با استفاده از پایه نقوشی که در ایران هست، مجموعه کاملی از این نقوش را به صورت دستی طراحی و اسکن کرده ایم. این کتاب چون به صورت رنگی و گلاسه بود، پرهزینه شد. از این جهت به ناچار کتاب را تنها برای دانشگاه ها ارسال کردیم. ترجمه مقالات و کتابها را نیز انجام داده ام، ولی تنها به صورتِ منابعِ دستنویس، جهتِ استفاده دانشجویان کاربرد دارد.

در این سالها به گردآوری فرهنگ و دایرة المعارفی برای طراحانِ لباس پرداختم و در آن از حدود ششصد طراحِ برجسته جهان، انواعِ سبک های طراحی لباس به ویژه سنّتی و نیز طرح های جواهر و کفش و کلاه و کیف را گردآوری کردم. این یک مجموعه مفید برای همه دانشگاه هایی است که در کشور رشته طراحی لباس و پارچه را آموزش می دهند. البته به علت رنگی بودنِ کتاب، هزینه های بالا و برخی دیگر از مسائل موفق به چاپ کتاب نشده ایم.

حوزه کارآفرینی و آشنایی با اساتید، راهیابی به محیطِ علم و دانشگاه و سفرهای گوناگونی که داشتم در مجموع موجب شکل گیری ایده ای برای تولیدِ لباس هایی با خدماتِ هوشمند شد؛ لباسهایی که قابلیتِ ارائه خدماتِ الکترونیک داشته باشد. حدود پنج سال است که در بحثِ تولیدِ لباسهای هوشمند، فعال هستم. نخستیم لباس هوشمندی که طراحی کردم و به ثبت رسیده، لباسی با فیبرهای نوری است که سببِ درخششِ در شب می شود، این ویژگی موجبِ درخشش در شب می شود، ولی نوعِ بافتِ پارچه بسیار سخت و بسیار هزینه بَر است. این لباس نخستین بار در سال 2012 در انگلستان طراحی شد. از ترجمه منبع انگلیسی بهره بردیم، ولی نوعِ بافت و همه مراحل آن را خودمان در ایران طراحی کردیم. تلاش می کنیم این لباسها ثبت رسمی شود و شرکتی دانش بنیان برای تولید آن تاسیس شود و خدماتی مانند تنظیم گرما، سرما و کنترل بدن را ارائه می دهد. این لباسها در اصل برای جنگلبان ها طراحی شده است.

 
همچنین لباس هایی برای محیطهای گرم طراحی کرده ام که خنک کننده است و در آن تجهیزاتی تعبیه شده که می تواند حدودِ سه ساعت شخص را خنک نگه دارد و دوباره شارژ شود. این لباس به ویژه برای کارگران (در مناطقی مانند عسلویه) مفید است و می تواند با حفظِ دمای مطبوع و مناسبِ بدن و جلوگیری از گرمازدگی، سرعتِ عملِ کارگر را بالا ببرد.

پیشنهادِ شما برای کارآفرینی در هنرستانها چیست؟

برخی درسها فقط جنبه آموزشی دارند و با عنوان درسهای پایه شناخته می شوند. برای برخی، این درسها معمولی و کلیشه ای است و توجه چندانی به آنها ندارند. برای درس گرافیک سیاه و سفید یا همان مبانی هنرهای تجسمی فنی و حرفه ای و کار دانش، پیشنهادی داشته ام و خودمان هم اجرای این طرح را آغاز کرده ایم؛ این درس درباره عناصرِ معمولی مانند خط و نقطه است. هنرجوها از طریقِ این خط و نقطه ها به ترکیب بندی هایی سیاه و سفید در کادرمی رسند .اینها مقدمه ای برای شکل دهی طرح ها می شود. ولی چون از عنصرهای خیلی معمولی مانند خط و نقطه استفاده می کنند، پیشنهادم این است که هنرجوها مجموعه ای از این کارها را در برخی کارهای سیاه و سفید مانند پیراهن ها و تی شرت ها چاپ کنند. البته خلاقیتِ هنرجو در این طرح بسیار کلیدی است. سالِ گذشته در جشنواره خوارزمی این ایده را توسط یکی از هنرجوها ارائه کردیم و با استفاده از همین نقطه و خط و با بهره گیری از نقوشِ بقعه پیرِ بکران طرح های ویژه ای را تولید کردیم و به عنوان طرح های پیراهن و تی شرت و نیز طرح هایی که برای معماری و گرافیک استفاده می شود، ارائه کردیم. این ایده حائز رتبه استانی هم شد. پیشنهادم این است که بچه ها این کارها را به صورتِ مجموعه های دوازده تایی یا بیست و چهار تایی انجام دهند تا عنصری که روی لباس است از قبیل مثلث، دایره یا مربع با طرح های متفاوت و ترکیب بندی ها، روی لباس چرخش داشته باشد.

پیشنهادِ دیگرم این است که برای تولیدِ هدیه هایی که شرکت های مختلف برای مراسمِ گوناگون نیاز دارند، مانند پیکسل هایی که روی لباس است، از نقطه، خط و عناصرِ بصری بهره ببریم و روی محصولاتی که به عنوان هدیه در نظر گرفته اند، چرخش بدهیم. به نظرم این موضوع می تواند تحولی در درس گرافیک سیاه و سفید به وجود آورَد. چون این درس کمی کسل کننده است و مرتبا از رنگ های سیاه و سفید استفاده می شود، چنین پیشنهادی دادیم. همچنین این امکان هست که تغییراتی ایجاد کنیم و طرح ها را به صورتِ رنگی هم ارائه دهیم. می توان برای مراسم تقدیر از دانش آموزان در مدارس و یا بزرگداشتِ معلمان، محصولاتِ تولیدی دانش آموزان را از آنها خرید و به این شکل از آنها حمایت کرد.

ارتباطِ شما با هنرآموزان چگونه است؟

از زمانی که وارد آموزش و پرورش شدم، متوجه شدم که به جز نیازهای درسی بچه ها، آنها نیازهای جدی عاطفی دارند. این نیازها وجودِ مطالعات برای یک معلم درباره دانش آموزان و اقتضائات سِنّی آنها را ضروری می سازد؛ کتابهای روان شناختی بسیاری خواندم و به این نتیجه رسیدم که معلم در کلاسِ درس باید به این نیازهای عاطفی توجه کند. مشکلاتِ روحی و روانی و خانوادگی دانش آموزان، در چهره آنان موج می زند. من به عنوان یک معلم باید پیش از آن که به شاگردانم آموزشهای تخصصی بدهم، آموزشهای روانی را ارائه دهم. این خود، برایم به تجربه ای تبدیل شد که از نظرِ روانی به بچه ها نزدیک شوم. همکارانم می دانند، رابطه عاطفی عمیقی با دانش آموزان دارم. با احترام با آنها رفتار می کنم. آنها را انسانی می دانم که سرِ راهِ من قرار گرفته اند که از طریقِ آنان تجربیاتی به دست آورَم و متقابلا آنها هم از طریقِ من تجربیاتی حاصل کنند. هرگز خودم را معلمِ آنها تصوّر نمی کنم؛ خودم را دوستشان تصوّر می کنم. خدا را شکر می کنم که در این سه سال به یکی دو نفر از دانش آموزان که مشکلاتِ خانوادگی داشتند و حتی مایل به ازدواج هایی بودند که سرانجامی نداشت، کمک کنم و در جهتِ حل شدنِ مشکلاتشان قدمی برداشتم. از لحاظِ مالی و عاطفی توانستیم به بچه ها کمک کنیم. دغدغه چگونگی روابط اجتماعی دانش آموزان را دارم، به همین خاطر در کلاسها درباره چگونگی انتخابِ همسر و نیز چگونگی رفتار با اعضای خانواده، برای آنها همواره توضیح می دهم و خوشبختانه بازخوردها و نتایجِ خیلی خوبی هم گرفته ام.   

به نظرِ من اگر معلم در کلاسِ درس به دانش آموز بی احترامی کند، دانش آموز همه احساسش به معلم را از دست می دهد. در اوجِ احترام و عشق با شاگردانم رفتار می کنم. همواره در سلام کردن به هنرجوها، پیشقدم بوده ام. همیشه در برابرشان تعظیم کرده ام. اطلاعاتِ روان شناختی را با آنها به اشتراک می گذارم و با انرژی های مثبت، با خنده و شوخی کلاسم را آغاز می کنم. این موجب می شود بچه ها در کلاس هایم خیلی راحت باشند. می گویند در کلاسهایم بهترین زمانِ زندگیشان را تجربه می کنند. به این نتیجه رسیده ام که دانش آموزان بیشتر از رشته تخصصی، نیازِ عاطفی دارند. آنها نیاز دارند با معلم دوست شوند، با او دردِ دل کنند. با معلم بخندند، با معلم قدم بزنند و...

آیا اهلِ کتاب و کتاخوانی هستید؟ 

اخیرا به حوزه های جدید مطالعاتی وارد شده ام، قبلا هم مطالعاتِ زیادی داشته ام. در یک دوره ده ساله کتابهای بسیاری با موضوع روان شناسی خواندم و پس از آن تصمیم گرفتم در کلاسهای خودشناسی و روان شناسی شرکت کنم. این را یک سرمایه گذاری رشدِ شخصیتی برای خودم می دانم که بسیار موثر و پرثمر بود. خدا را شکر می کنم که از نظرِ کاری و رفتاری، با این تلاشها بسیار ارتقا یافتم. در حالِ حاضر هم کتابهای عرفانی و دین شناسی می خوانَم. حدود سه سال است که در این حوزه مطالعه دارم. کنجکاوم که بدانم دین و مذهب چه می گویند و اسلام را بشناسم. به نتایجِ خوبی هم رسیده ام. درباره تفسیرِ قرآن نیز کتابهای خوبی دارم و فایلهای صوتی هم به صورتِ مرتب می شنوم. می خواهم درباره سرنوشتِ روحِ انسان بدانم. اینها در برنامه روزانه ام جای گرفته و هر روز حداقل سی یا چهل صفحه از این کتابها و نیز تعدادی از فایلهای صوتی را می خوانم و می شنوم.

حکیمانه ترین جمله از نظرِ شما چیست؟

به جمله "تو همانی که به آن می اندیشی" بسیار اعتقاد دارم. اطمینان دارم که اگر به خودشناسی و خداشناسی دست یابم، قهرمانِ زندگی خودم می شوم. به این نتیجه رسیده ام که هر شخصی می تواند قهرمانِ زندگی خودش باشد.  

سخنِ پایانی؟

انسان باید مطالعه کند و در جهتِ رشدش قدم بردارد. رشدِ کاری نازل ترین مرحله از رشدِ انسان است. اینها مربوط به زندگی دنیوی است. باید هر روز وقت گذاشت و برای سعادتِ روح تلاش کرد. باید و باید و باید برای سعادتِ روح قدم برداشت. انسان باید خدا را در درونِ خودش پیدا کند و این رشد را به دانش آموزش، اطرافیانش، فرزندش، محیط و طبیعتش انتقال دهد. انسان اشرفِ مخلوقات است، معلمی نیز بهترین شغل است؛ بنابراین وظیفه ام این است که هر روز برای روحم وقت بگذارم. روی روحم کار کنم تا از طریقِ انرژی های فکری، انرژی روان و اطلاعاتی که به دست می آورَم، دانش آموزانِ خوبی را تربیت کنم. در شغلِ معلمی باید برای بچه ها خاطراتی خوش به جا بگذاریم. معلم باید انانیت و غرور را کنار بگذارد، نمی تواند به دانش آموزان بگوید چون بزرگتر از شما دانش آموزان و معلمِ شما هستم یا چون مدرکی دارم، شما در جایگاهِ پایین تری هستید. بارها پیش آمده که بچه ها در کلاسِ درس به من چیزهایی گفته اند و آموزش هایی داده اند که حقیقتا موجبِ تحوّل و دگرگونی من هم در بخش تخصصی و هم در حوزه روحی- روانی شده است. امیدوارم سهمِ بسیار کوچکی در آموزش و پرورش داشته باشم و در کنارم زنانِ موفقی تربیت شوند.

به اشتراک بگذارید :