17 صفر 1443

تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۳/۲۲ ۱۳:۱۳:۳۸
کد مطلب:  1591562
شعبه ای ازشفاخانه اهل بیت علیهم السلام

پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه ستاد همکاریها، ضمن تبریک فرا رسیدن دهه کرامت گوشه ای از عظمت های بانوی کرامت حضرت فاطمه معصومه را منتشر می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ستاد همکاریها، آستان سبز «بانوی ملکوت» حضرت فاطمه معصومه (س)، تصویری از بهشت الهی است که خدای بزرگ بر بندگان شایسته خویش وعده کرده است؛ آن‏جا که جان هر زائر مشتاق در ترنّم سبز زیارت به تمنای بلند شفاعت نشسته و در حریم آن بانوی با جلال، دل به عطای او بسته است.

دبیرخانه ستاد همکاریها ضمن تبریک فرا رسیدن دهه کرامت گوشه ای از عظمت های بانوی کرامت حضرت فاطمه معصومه را منتشر می کند . 

حضرت فاطمه‌ی کبری دختر ارجمند امام موسی کاظم(ع)، ملقب به معصومه در سال (۱۷۳ ق)در شهر مدینه چشم به جهان گشود.

آن حضرت از برادرش نقل روایت می‏کرد و فضل و کمال و علم او زبانزد خاص و عام بوده است،حضرت فاطمه‌ی معصومه(س) پس از حضرت زینب کبری(س)، فاضل‏ترین زن در میان معصوم زادگان است.

*شفیعه روز محشر 

امام صادق‏ علیه السلام در وصف جایگاه حضرت معصومه فرمود؛:تَدخُلُ بِشَفاعَتِها شِیعَتی الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم ؛همه شیعیان من با شفاعت او (فاطمه معصومه ‏علیها السلام) وارد بهشت خواهند شد/ بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۲۲۸

*چند کرامت از درگاه حضرت معصومه(ع)

توضیحی درباره کرامات و ولایت تکوینی؛یکی از اقسام ولایت ها که در سطح بالایی قرار دارد،"ولایت تکوینی" است.

 ولایت تکوینی آن است که کسی توانایی تصرف در جهان آفرینش داشته باشد، مثلاً حضرت عیسی(ع) دارای مقام ولایت تکوینی بود، یعنی می توانست در جهان خلقت تصرف کند و به تعبیر قرآن، به اذن خدا، با دمیدن به مجسمه گلی پرنده، آن را زنده کرده و به پرواز درآورد و یا کور مادرزاد را بینا نماید، و یا بیماری بی درمان بُرص را درمان بخشد، و از همه بالاتر مرده را زنده کند.1 

این قدرت ملکوتی عیسی(ع) به خاطر آن بود که او عبد کامل خدا و از اولیاء و پیامبران بود، و انسان می تواند در پرتو بندگی خالص و کامل به چنان مقاماتی برسد که خداگونه شود و مظهر صفات کمال و جلال خدا گردد، چنان که امام صادق(ع) در سخنی فرمود:

"اَلْعُبُودِیَهُ جَوْهَرَهُ کَنْهُهَا الرُبُوبیَهُ؛ عبودیت و بندگی گوهری است که ربوبیت در آن نهفته است." 2 

یعنی عبودیت انسان را به قدری به خدا نزدیک می کند که مظهر صفات خدا می شود و به اذن پروردگار می تواند در جهان تکوین، تصرف کند و کارهای خدایی نماید.

توضیح اینکه: وصول به ربوبیت در پرتو پیمودن مراحل عبودیت گرچه در ظاهر تعبیر زننده ای است، زیرا معنی این جمله"از بندگی تا خداوندگاری است" مگر می شود انسان از مرز بندگی خارج شود، یا در مرز خدایی گام بگذارد؟

"اَنَ التُرابُ وَرَبُ الْاَرْبابِ؛ خاک کجا و پروردگار پروردگارها کجا؟"

ولی به گفته استاد علامه شهید مرتضی مطهری(ره)"باید توجه داشت که خدایی غیر از خداوندگاری است، مقصود از حدیث فوق این است که انسان در پرتو بندگی به خداوندگاری می رسد." 3

یعنی انسان در پرتو پیمودن مراحل عالی بندگی، دارای روح ولایت تکوینی می شود و می تواند کارهای معجزه آسا کند و کرامت های عجیب از او سرزند. 

اینک می گوییم: حضرت معصومه(ع) نیز بر اثر کمال عبودیت و عرفان، و دستیابی به مقامات عالی معنوی به مرحله ای رسید که دارای چنین امتیازی شده و می تواند از مقام ولایت خود استفاده کرده و کارهای معجزه آسا و کرامت های شگفت کند.

از میان صدها نمونه نظر شما را به چند نمونه جلب می کنیم:

* نجات گروه سرگردان با راهنمایی حضرت معصومه(ع)

سال ها قبل از انقلاب، گروهی از مردم یکی از شهرهای دور، در فصل زمستان برای زیارت حضرت معصومه(ع) عازم قم شده بودند. شب فرا رسید، برف سنگینی در زمین نشسته بود، این گروه در چند فرسخی قم راه را گم کردند و در بیابان بدون وسیله، سرگردان شده و در مخاطره شدید قرار گرفتند، همانجا دست به توسل به دامن حضرت معصومه(ع) زدند تا با نشان دادن راه، آن ها را از خطر برهاند.

طبق سند موثق، یکی از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع)، مرحوم سید محمد رضوی می گوید: در آن شب( بدون اطلاع از زائران در به در و سرگردان) در حرم بودم، اندکی خوابیدم، در عالم خواب دیدم حضرت معصومه(ع) نزد من آمد و فرمود:"برخیز، چراغ گلدسته ها را روشن کن." 4 

به ساعت نگاه کردم، دیدم اندکی از نیمه شب گذشته و هنوز چهار ساعت به اذان صبح باقی است(و ماطبق معمول اندکی قبل از اذان، چراغ های گلدسته ها را روشن می کردیم).

خوابیدم، دوباره حضرت معصومه(ع) را در خواب دیدم، این بار با تندی به من فرمود:"برخیز، مگر نگفتم چراغ های گلدسته ها را روشن کن."

برخاستم و چراغ های گلدسته ها را روشن کردم، دیدم برف سنگینی آمده و همه جا را سفید پوش نموده است، ولی شگفت زده شده بودم که چرا امشب به دستور حضرت معصومه(ع) چراغ ها را زودتر روشن نموده ام؟

 آن شب به سرآمد، صبح روز بعد که هوا آفتابی بود، از حرم عبور می کردم، شنیدم چند نفر از زائران به همدیگر می گویند:" حضرت معصومه(ع) به داد ما رسید، چقدر باید از محضر مقدسش تشکر و سپاس گزاری نماییم! اگر چراغ های گلدسته ها روشن نمی شد، ما در دل شب تاریک در بیابان پر از برف و هوای سرد، که راه را گم کرده بودیم، جان سالمی به در نمی بردیم، اگر چراغ گلدسته ها روشن نمی شد ما جهت شهر قم را در آن تاریکی ظلمانی هرگز پیدا نمی کردیم."

راز خواب را دریافتم که چرا حضرت معصومه(ع) به من می فرمود: برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن کن! 5

*امام زمان(عج) در کنار حرم

از مطالب گفتنی اینکه: نقل می کنند، شخصی به نام سید عبدالرحیم که مورد وثوق بود، گفت: در عالم خواب دیدم، در قبرستان بزرگ قم، جمعیت بسیاری هستند، در این هنگام شخص بزرگواری را که سوار بر اسبی بود و از بازارچه می آمد، مشاهده نمودم، دیدم در پشت سر آن سوار، شخصی گفت:"این سوار حضرت حجت(عج) می باشد" تا این خبر را شنیدم، سراسیمه به دنبال آن حضرت شتافتم، دیدم آن حضرت به صحن مطهر آمد و در آنجا پیاده شد.

صحن خلوت بود، کسی را جز آن حضرت و شخصی که همراهش بود در آنجا ندیدم، مشاهده کردم که آنها عبور کرده تا به در صحن عتیق رسیدند، افسار اسب را به دست من دادند تا آن را نگهدارم، با خود گفتم نگهداشتن اسب خوب است یا همراه حضرت بودن؟ سرانجام همراهی حضرت را برگزیدم و افسار اسب را به دست همان شخصی که همراه امام بود دادم و خودم به دنبال حضرت روانه شدم، دیدم حضرت وارد حرم شد و در بالاسر مرقد حضرت معصومه(ع) توقف کرد، هیچ کس از خُدام نبودند، پیش خود فکر می کردم آیا به حضور حضرت بروم یا نروم؟ در کنار رواق ایستادم، صدای آن حضرت را می شنیدم، اما چیزی نمی فهمیدم، پس از مدتی آن حضرت از حرم بیرون آمد و من نیز از حرم بیرون آمدم و پشت سر او به راه افتادم، ولی ناگهان ناپدید شد و هرچه جستجو کردم دستم به دامنش نرسید و از فیض حضور آن بزرگوار محروم گشتم.6

* شفای بیماری بی درمان

از داستان های واقعی که نقل آن به تواتر رسیده این که: پای مردی به نام میرزا اسدالله که از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع) بود بیماری شقاقلوس(یعنی یک نوع بی حسی و فلجی) گرفت، به حدی که انگشت های پایش سیاه شده و پزشک های آن زمان از درمان او عاجز شده بودند و به اتفاق رأی گفته بودند که باید پای او قطع شود.

یک روز قبل از آنکه موعد قطع پا فرا رسد، بیمار نامبرده با خود گفت حال که بنا است فردا پای مرا قطع کنند، خوب است امشب در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بمانم و متوسل شوم.

شخصی به نام"مبارک" او را حمل کرد و به حرم برد، اواخر شب که خدام، درهای حرم را بستند، او خود را به پای ضریح انداخت و در مورد درد و بیماری خودناله کرد و ملتمسانه از حضرت معصومه(ع) خواست که از خدا بخواهد، پای او خوب شود، او تا صبح به توسل و سوز و گداز پرداخت، هنوز هوا تاریک بود، خدام شنیدند که میرزا اسدالله، پشت در آمده فریاد می زند در را باز کنید، حضرت به من لطف کرد و توسط حضرت معصومه(ع) شفا یافتم، در را باز کردند دیدند میرزا اسدالله خوشحال است و بیماریش رفع شده، و او جریان شفایش را چنین شرح داد؛ بانوی بزرگواری نزدم آمد و فرمود تو را چه شده است؟ عرض کردم: بیماری پا مرا از کار انداخته، از خدا، یا شفا می خواهم یا مرگ! آن بانو گوشه مقنعه خود را چند بار بر روی پای من مالید و فرمود: خداوند تو را شفا داد احساس کردم که خوب شدم و اصلاً درد پا ندارم.

از آن بانو پرسیدم، شما کیستید:

فرمود:"آیا مرا نمی شناسی و حال آنکه تو خادم حرم من می باشی، من فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) می باشم."7

*نقاره خانه به صدا درآمد

نقل می کنند در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله حاج شیخ عبدالکریم حائری"در حدود هفتاد سال قبل" شخصی بود که بسیاری از مردم قم او را دیده بودند، قسمت پایین بدنش کم حس و فلج بود به طوری که توانایی حرکت نداشت، هنگام راه رفتن پای خود را روی زمین می کشید، از اهالی قفقاز شوروی بود برای شفای پای خود به مشهد رفته بود ولی نتیجه ای نگرفته بود، به قم به درگاه حضرت معصومه(ع) رو آورده بود تا شفا بگیرد.

در یکی از شب های ماه رمضان بودکه صدای نقاره خانه بلند شد،علت را پرسیدند،گفتند حضرت معصومه(ع) شخصی راکه در پا عاجز بود شفا داد،بعد معلوم شد، که او همان شخص قفقازی است، وقتی اورا دیدندمثل اینکه اصلا درد پا در ا و نبوده است وخودش می گفت:" دیگر دردی در بدن وپای خود احساس نمی کنم."(9)

اقتباس از کتاب "حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم/ محمد محمدى اشتهاردى ره "

منابع ؛

1 ـ سورة‌ آل عمران، آیة 49.

2 ـ مصباح الشریعه، ص 100.

3 ـ ولاءها و ولایت ها، استاد شهید مرتضی مطهری، ص 73 تا 82.

4ـ با توجه به اینکه در آن عصر، برق شهر قم کم بود، و تنها برقی که موتور مستقل داشت و نور آن از دور پیدا بود، برق‌ آستانه مقدسه بود.

5 ـ اقتباس از ماهنامه کوثر، نشر آستانه مقدسه قم.

6 ـ انوار المشعشعین، ج 1، ص 212.

7 ـ انوارالمشعشین، ج 1، ص 216.

 8 ـ سابقاً در قم نقاره خانه بود که هم اکنون در مشهد هست، طبق معمول آن زمان هرگاه کرامتی از حضرت معصومه(ع) دیده می شد، نقاره خانه را به صدا درمی آوردند تا مردم را از حادثه مهم، خبر دهند و هم اکنون در حال حاضر نیز، این سنت تجدید شده است.

9ـ نظیر این مطلب از مرحم آیه الله محقق داماد(ره) نقل شده است(زندگانی حضرت معصومه(ع)، ص 45)

به اشتراک بگذارید :