23 ذیحجه 1441

تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۳/۲۹ ۰۹:۴۵:۳۹
کد مطلب:  1205123
ایثار ماندگار خانم خوش‌خُلق/ سقفی از پیوند عشق و عاطفه

خانم خوش‌خُلق معلم مراغه‌ای است که همانند فامیلی‌اش خوش‌خًلقی و ایثار را پیشه راه خود کرده و دانش‌آموزانش را همانند سه‌قلوهای خود می‌بیند و تمام تلاش خود را می‌کند تا آنها موفق و خوشحال باشند که خرید خانه برای یکی از دانش‌آموزانش نمونه‌ای از این ایثار است.

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی به نقل از خبرگزاری فارس، معلم ِ عاشق که باشی حتی از نیمکت‌‌های چوبی هم گل پرورش می‌دهی، باغبان صبور بوستان دانش می‌شوی، غم و غصه دانش‌آموزانت بخشی از وجودت می‌شود؛ اینجاست که نقش معلمی و مادری به‌هم گره می‌خورد.

 قصه ایثار و فداکاری خانم معلم مراغه‌ای، پیوندی از جنس عشق و عاطفه است که وصف‌اش محدود به گچ و تخته نمی‌شود.

سقفی از پیوند عشق و عاطفه

او وقتی متوجه وضعیت خانوادگی دانش‌آموزش می‌شود، دست به‌کار شده و برای رفع مشکلات آنها آستین بالا می‌زند. گرچه خانم معلم و همسرش به‌نام خودشان منزلی ندارند و در خانه‌های سازمانی ارتش ساکن هستند اما او عشق واقعی و قلبی‌اش را به نمایش می‌گذارد و یک منزل مسکونی برای این خانواده می‌خرد.

خانم معلم با اینکه تمایلی به رسانه‌ای شدن این موضوع نداشت ولی با اصرارهای ما بالاخره قبول کرد تا یک گفت‌وگوی کوتاهی با او داشته باشیم.

آمنه خوش‌خُلق، معلم مقطع چهارم ابتدایی در شهرستان مراغه است و  پنج سالی می‌شود که به‌عنوان معلم حق‌التدریس فعالیت می‌کند.

او می‌گوید: همسرم کارمند و ارتشی است و دارای سه فرزند سه قلو ( دو دختر و یک پسر ) که در مقطع دهم انسانی درس می‌خوانند.

از او می‌خواهم تا علت خرید خانه برای خانواده یکی از شاگردانش بگوید: شاگرد من یک پسر در مقطع چهارم ابتدایی بود که در همه درس‌ها نمرات خوبی می‌گرفت و فقط در درس ریاضی مشکل داشت، از آنجایی که من در دوران کرونا برخی از کلاس‌هایم را به‌خاطر خلوتی در یکی از فرهنگسراهای مراغه برگزار می‌کردم، او نیز در کلاس‌ها شرکت می‌کرد و هر چه درس می‌دادم به خوبی یاد می‌گرفت ولی روزی از مادرش پرسیدم که چرا پسرش سر کلاس خوب یاد می‌گیرد ولی در خانه‌تان یاد نمی‌گیرد که مادرش از وضعیت و شرایط نامطلوب خانه‌شان برایم گفت که زن و شوهر هر دو قالیباف و بی‌سواد هستند و چندین ماه است که اجاره‌خانه عقب افتاده و هر روز صاحبخانه آنها را تهدید به بیرون کردن می‌کند.

خانم خوش‌خُلق اضافه می‌کند: شرایط دانش‌آموزم و حرف‌های مادرش به‌قدری روی من اثر گذاشت که روزهای کرونایی و رسیدگی به وضعیت درسی شاگردم را بهانه کرده و سری به خانه‌شان زدم و آن چیزی که دیدم بسیار بدتر از شرایطی بود که مادرش برایم تعریف کرده بود.

هدیه خانم معلم به دانش‌آموزش

او ادامه می‌دهد: بلافاصله به خانه آمده و موضوع را با همسرم در میان گذاشتم، همسرم کمک فکری بزرگی برایم بود و ابتدا قرار شد تا ما یک خانه تمام رهن برای این خانواده تهیه کنیم تا مشکل به تعویق افتادن اجاره را نداشته باشند ولی یکی از بنگاه‌ها تماس گرفت و از خانه ورثه‌ای خبر داد که صاحبخانه به علت تمکن مالی و اطلاع از نیت خیر ما، تخفیف زیادی اختصاص داد و بالاخره ما آن خانه را به لطف پروردگار خریدیم.

این معلم خیر می‌افزاید: هیچ‌گاه روزی که خانه را به‌نام خانواده شاگردم می‌زدم را فراموش نمی‌کنم که چقدر از ته دل شاد بودند و بچه‌ها خوشحال از اینکه دیگر هیچ صاحبخانه‌ای آنها را تهدید نخواهد کرد، لبخند می‌زدند.

خانم خوش‌خُلق می‌گوید: آن خانواده از ما خواستند تا خانه را به‌نام خودمان بزنیم ولی ما دوست داشتیم تا آنها برای همیشه حس صاحب‌خانگی داشته باشند، از این‌رو به درخواست پدر آن خانواده، خانه را به نام همسرش زدیم.

او تعریف می‌کند: مادر شاگردم همیشه با من تماس می‌گیرد و با اینکه یک ماهی است که به خانه خودشان نقل مکان کرده‌اند ولی همچنان ذوق  و اشتیاق روزهای اولیه را دارد و حتی بارها گفته که شب از خواب بیدار شده و خدا را شکر می‌کند که سقفی در این دنیا دارند.

معلمی که خود خانه‌ای ندارد ولی برای دانش‌آموزش خانه خرید/ معلم مستاجر برای دانش آموزش خانه خرید

به خانم خوش‌خُلق می‌گویم که خودتان خانه‌ای ندارید و زن و شوهر هم یک حقوق محدودی دارید ولی برای یک غریبه خانه خریدید که می‌گوید: کار من خیلی کوچک است و هیچ ریاکاری در این حرفم ندارم زیرا این رسالت ما انسان‌هاست و نباید به مال و منال خود به‌ بالیم زیرا یک ویروس کوچکی به‌نام کرونا آمد و غنی و فقیر را درگیر خود کرد و چه برنامه‌های تفریحی و گردشی را برهم زد و این یعنی تا خدا نخواهد ما نمی‌توانیم از اموال و املاک خود استفاده کنیم و در حقیقت مالک مطلق فقط پروردگار است و ما فقط مالک نسبی هستیم و من هم با این دیدگاه کاری انجام داده‌ام.

او ادامه می‌دهد: ابتدا باید به خدای بزرگ اعتماد کرد زیرا ایشان وعده دادند که تو یک قدم در راه من بردار و ببین من چند قدم برای تو برمی‌دارم و شاید در انفاق و کار خیر وسوسه‌های شیطانی به سراغمان بیاید ولی اگر به خدا اعتماد داشته باشیم یک انفاق بی‌نظیر همراه با آرامش دل خواهیم داشت.

خانم خوش‌خُلق در ادامه صحبت‌های خود از همه خیران و افرادی که دست‌شان به دهانشان می‌رسد دعوت می‌کند تا به نیازمندان پناه دهند و پر و بالشان را بگیرند.

خوش‌خُلق‌تر از خوش‌خُلق

او می‌گوید: من سه فرزند دارم ولی شاگردان زیادی هم دارم که همانند سه قلوهایم دوستشان دارم و هر چه برای بچه‌های خود دوست دارم برای شاگردهایم هم می‌خواهم و غم‌شان غم من است، زیرا این بی‌غیرتی می‌آورد که در کلاسی معلم باشم و از گشنگی و نداشتن خوراکی شاگردانم بی‌خبر باشم، چراکه روزانه تهیه یک خوراکی برای شاگردانم مرا تا چه حد فقیر خواهد کرد که این کار را انجام ندهم؟

خانم خوش‌خُلق ادامه می‌دهد: چرا باید چندین میلیون پول بابت یک وسیله تزئینی بدهیم ولی همسایه، فامیل، آشنا و دانش‌آموزمان توانایی خرید یک نان خشک را هم نداشته باشند؟

آرامش زیر سقف خانم معلم

او از حس و حال این روزهای خود هم می‌گوید: با اینکه کار من خیلی کوچک بود ولی به قدری آرامشی در دل من و همسرم ایجاد کرده که تمایل داریم تا در حد توان این کار را انجام دهیم به‌طوریکه الان شاگردی دارم که شرایط آنها نیز خوب نیست و علاوه‌بر اینکه خانه‌شان تخریب شده و پدر خانواده مریض است، بلکه خود دانش‌آموزم هم مریض است و نیاز به یک جراحی اورولوژی دارد که در این بین چشم به دست خیّران خانه‌ساز و پزشکان خیّر هستیم تا ما را یاری کنند

app.ir/apash1397                                      کانال آموزش و پرورش در سروش

http://instagram.com/ap.azar_shargi                 کانال آموزش و پرورش در اینستاگرام

https://www.aparat.com/andishe.ash               کانال آموزش و پرورش استان در آپارات

30008624                                                   سامانه پیامکی آموزش و پرورش استان.

به اشتراک بگذارید :