پورتال مركز اطلاع رساني وروابط عمومي
کدمطلب: 3hTTsTou     تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۱۷ ۱۳:۲۰:۱۹     

مدرسه صمصامي اراك نخستين مدرسه نوين در ايران

ولي الله شمشيربندي*

مدرسه صمصامي اراك را بايد نخستين مدرسه در ايران دانست كه چهار سال قبل از جنبش مشروطيت پايه گذاري شد

استان مرکزي شامل بخشي از منطقه عراق عجم به مرکزيت شهر اراک است. اراک در عهد فتحعليشاه قاجار با نام سلطان آباد بنياد نهاده شده و چون مرکز منطقه عراق عجم بود به مرور ايام عراق نام گرفت. وقتي راه آهن سراسري در سال 1317هجري شمسي در ايران احداث شد اين شهر به نام ايستگاه همجوارش «اراک» ناميده شد. خاک پربرکتي که 11 نخست وزير، 5 مرجع تقليد و بيش از 500 محقق، متفکر، اديب و هنرمند از آن برخاسته اند. شهري که در تربيت علوم، نخستين و ماندگارترين گام را برداشت و سنگ بناي نخستين مدرسه در ايران را بنا گذارد.

دارالفنون را بايد نخستين دانشگاه در تاريخ فرهنگي ايران ناميد. پلي تکنيکي براي تدريس علوم جديد که بناي آن را ميرزا تقي خان فراهاني ملقب به اميرکبير در سال ۱۲۳۰ به يادگار گذاشت. در سال 1305 مدرسه رشديه توسط ميرزاحسن رشديه ساخته شد که به بدخواهي سنت گرايان از تعليم و تعلم بازماند.

بدين ترتيب مدرسه صمصامي اراک را بايد نخستين مدرسه در ايران دانست که چهار سال قبل از جنبش مشروطيت به همت حاج ذوالفقارخان صمصام الملک بيات، ملقب به امير تومان پي ريزي و به دليل قدرت محلي واقف (امير تومان) و حمايت آقا نورالدين مجتهد عراقي توانست تا امروز به کار خود ادامه دهد.

حاج ذوالفقار خان صمصام الملک بيات، در عهد مظفرالدين شاه مقارن با انقلاب مشروطه، فرمانده ارتش عراق و رئيس فوج فراهان و از فعالان جنبش مشروطه بود. او با توجه به اينکه منصب نظامي داشت اما مردي روشنفکر و آزاديخواه و از پايه گذاران تمدن و فرهنگ نوين در اين شهر بود. او در سال 1319 ه.ق - 1280 ه.ش بيمارستان و مدرسه اي به شيوه نوين در ملک شخصي خود در روستاي حصار در 25 کيلومتري جنوب شهر اراک بنياد کرد.امير تومان باغ ويلايي بزرگي که اتاق هاي متعددي داشت و روبه روي دروازه قبله سلطان آباد عراق (اراک) که در آن روزگار محصور برج و باروي بلندي با چهار دروازه بود خريداري کرد. خير مدرسه ساز، اتاق هاي باغ را براي کلاس هاي درس بازسازي و آماده کرد و در رجب سال 1321 ه.ق - 1282 ه.ش مدرسه صمصامي را به شيوه جديد به سبک برنامه هاي درسي دارالفنون در سه کلاس ابتدايي، فارسي و علمي، رسماً افتتاح کرد.

امير تومان قبل از افتتاح مدرسه، سروان محمدخان آذرهوش تحصيلکرده دارالفنون در رشته توپخانه را براي مديريت مدرسه و دکتر فضل الله خان فروزش را که او هم فارغ التحصيل دارالفنون بود، براي رياست بيمارستان انتخاب کرد.(1)

 صمصام الملک بار ديگر با توسعه و بازسازي دوباره و کامل کلاس ها، مدرسه را در سال 1323 ه.ق – 1284 ه.ش با دروس جديد در چهار کلاس فارسي، عربي، رياضيات و فرانسه افتتاح کرد. او از استادان تراز اول براي تدريس در مدرسه دعوت کرد. زبان فرانسه توسط ميرزا محمدخان آذرهوش و برخي اروپاييان مقيم تدريس مي شد. در آن زمان 50 کمپاني اروپايي و امريکايي که صادر کننده فرش بودند در اين شهر دفتر داشتند.امير تومان املاک و منابع مالي متعددي از دارايي خود را جهت اداره و نگهداري مدرسه و پرداخت حقوق و مزاياي معلمان و کارکنان مدرسه وقف کرد. اوعلاوه بر املاک و دکاکين و عوايد روستاي هک عليا، سالانه يک هزار و 500 تومان وجه نقد و 10 خروار و 20 من گندم و تمام عوايد يک رشته قنات، تحت نظر توليت، براي نگهداري مدرسه در نظر گرفت که تحت نظر تومان مصرف شود.

در آن سال تعداد 150 دانش آموز ثبت نام کردند که 50 نفر از آنها اطفال يتيم و بي بضاعت بودند. لباس متحدالشکل سالانه و خوراک روزانه آنها به عهده مدرسه بود حتي استحمام دانش آموزان تحت سرپرستي در ايام تعطيل با مراقبت اوليا و با بودجه مدرسه انجام مي شد. بيش از نيمي از دانش آموزاني که در مدرسه درس مي خواندند از خانواده هاي مرفه و اعيان جامعه آن روز بودند و بيرون از خانه مراقبان ويژه اي داشتند. خانواده ها بشدت مراقب رفت و آمد بچه ها بودند و با مدرسه همکاري مي کردند. حفظ احترام و حراست آنان در خارج مدرسه از وظايف حتمي نظاميان تحت سرپرستي امير تومان بود. ورود به کلاس ها شرط سني نداشت اما براي رعايت گروه سني دانش آموزان انجمن صغار (انجمن نوآموزان و نونهالان) تشکيل شد. انجمن ديگري تحت عنوان انجمن ادب و تربيت، امکاناتي را براي دانش آموزان فراهم مي ساخت تا درباره موضوعات مختلف از جمله فوايد آزادي، تفاوت بين مشروطه و استبداد، فرق بين علم و جهل (عالم و جاهل) مقايسه تحصيل در مدارس جديد و مکتب خانه ها و... مطالعه کرده و مقاله بنويسند. سخنراني، آموزش موسيقي، نمايش و گردش علمي از ديگر برنامه هاي اين انجمن بود. همچنين مدرسه صمصامي يک دستگاه مطبعه (چاپ سنگي) داشت که سالنامه و روزنامه مدرسه را چاپ و منتشر مي کرد. در اراک نيزمانند ساير بلاد اقليت افراد سنت گرايي وجود داشتند که مکتبخانه را بر مدارس نوين ترجيح مي دادند. آقا نورالدين عراقي که از مجتهدين تراز اول شهر بود، جدا از حمايت هاي گفتاري و رفتاري، در تاييد رسمي، حاشيه وقف نامه ها و اساسنامه مدرسه را به تاريخ شعبان و رجب سال 1323 ه.ق توشيح و امضا کرد. اين حمايت ها باعث شد تا وقايع تلخ مدرسه رشديه تبريز در عراق (اراک) تکرار نشود.سال ها بعد با اقبال خانواده ها، حمايت علما و بزرگان محلي و در پي گسترش فضاي آموزشي، مدرسه ديگري به نام «سهاميه» زير پوشش و تحت حمايت مالي موقوفات خانواده بيات تشکيل شد. اين مدرسه شعبه ديگر مدرسه صمصامي بود، دانش آموزاني که در مدرسه سهاميه ثبت نام مي کردند ذخيره مدرسه صمصامي بودند و آنان که از نظر درسي مستعدتر بودند به دبيرستان صمصامي وارد مي شدند.

تقابل مدرسه و مکتبخانه

تدريس دروس نوين مورد حمايت و استقبال مردم قرار گرفته بود. اما در اين ميان عده اي که منافع خود را در خطر مي ديدند، به دنبال بلوا و آشوب و از بين بردن مدارس بودند و خدمات اولياي مدرسه را بيهوده مي دانستند. متوليان و دست اندرکاران بر آن شدند تا در دومين سال شروع کار مدرسه با برگزاري جلسه امتحاني، عمليات يکساله خود را در نظر عامه نمايش دهند. آنها با دعوت از اولياي دانش آموزان، عده اي از رجال شهر، علما و بزرگان و اروپاييان مقيم عراق (اراک) از جمله اسکاراشتراوس، هربرت چيک ويس قنسول انگليسي و رئيس کمپاني فرش زيگلر و ابوالحسن خان فخرالملک اردلان (حاکم اراک). کيفيت آموزشي مدرسه را به نمايش گذاشتند. امتحان شاگردان و بازده زحمات معلمان به قدري شايان توجه بود که همه دست اندرکاران مدرسه مورد تشويق حاضران و حکومت قرار گرفتند. مخصوصاً هربرت چيک ويس قنسول و حاکم عراق جوايز چشمگيري به مدرسه اهدا کردند.بازار صاحبان مکتب خانه کساد شده بود، در نتيجه مدرسه چندين بار مورد تهاجم الوات قرار گرفت. آنان با تحريک متعصبان آنجا را کفرخانه لقب دادند و در کوچه و بازار و مجالس به باني مدرسه ناسزا مي گفتند. جمعي الوات و اوباش مکرر راه را بر معلمان و دانش آموزان مي بستند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند. مخالفان عده اي آشوب طلب را براي ويراني کفرخانه تحريک مي کردند.

حمله به مدرسه

مخالفان پس از روزها ايراد اتهام و افترا و به بن بست رسيدن در تهديد و تحديد، دست به اقدام مسلحانه زده و جمعي از مخالفا ن به همراه 14 نفر اوباش مسلح، آماده حمله به مدرسه شدند. امير تومان که فوج فراهان و ارتش عراق تحت امر او بود به فوريت صاحب منصبان را احضار کرده و با صداي بلند پيش روي مهاجمان و متعصبان از افسري فوج پرسيد چند سرباز داري؟ او پاسخ داد يکصد سرباز، پرسيد، هر سرباز چند فشنگ دارد؟ جواب داد حداقل 10 فشنگ. امير تومان با صداي بلند که همه حاضران بشنوند، فرياد زد حفاظت مدرسه و تامين جان دانش آموزان از وظايف شماست و مسئوليت تمام حوادث بعدي بر عهده من است؛ هرکه خواست به حريم مدرسه تعرض کند از فشنگ هايتان استفاده کنيد. تلاش نظامي به جايي نرسيد و غائله تخريب مدرسه برعکس مدرسه رشديه تبريز خاموش شد و چراغ مدرسه صمصامي اراک تا به امروز فروزان ماند.

پي نوشت:

  1. از مديران بعدي مدرسه کريم زاهدي، عمادالکتاب، خليل ملکي، مرتضي هزاوه اي و احمد جواد را بايد نام برد.

* پژوهشگر تاريخ

دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط آموزش و پرورش در سایت منتشر خواهد شد «پیام‌هایی که شامل تهمت یا افترا باشدمنتشر نخواهد شد» پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد، منتشر نخواهد شد
آخرین اخبار
اخبار برگزیده
دیدگاه